| سرمقاله |
شماره ٢٩٩
|
بازگشت به صفحه اول
|
|
|
پيام ٩ اسفند: پيش به سوي دگرگوني ساختاري ٩ اسفند را اغلب تحليل گران وقايع كشور، ٢ خردادي به گونه ئي ديگر قلمداد كرده اند. رويدادي كه بر اساس آن جناح اصلاح طلب حكومت نيز به دنبال جناح اقتدارگراي آن ((نه)) تاريخي خود را دريافت كرد. اين انتخابات نشان داد كه صبر مردم در برابر بي عملي ها، ناتواني ها، مماشاتگري ها و خلف وعده بي انتها نيست و هر نيروي منتخبي كه به وعده هاي خود عمل نكند و موانع اجراي آن وعده ها را به صراحت اعلام نكند و براي رفع آنان با تمام قوا نكوشد و از مسئوليتي كه قادر به انجام آن نيست خود را كنار نكشد، با تنبيه سخت حاميان قبلي اش روبرو خواهد شد. ((انتخابات)) ٩ اسفند همچنين نشان داد نيروئي كه به پشتوانه ي ٢٠ ميليون راي برآمد قابل توجهي داشت ، پس از قريب ٦ سال سهيم بودن در حاكميت و تشكيل احزاب متعدد قادر نگرديد آن تعداد اعضا و كادرهاي حزبي منضبط داشته باشد كه با بسيج آنان بتواند آراي بيشتري نسبت به معدود نيروهاي بسيج شده توسط اقتدارگرايان كسب نمايد. در عين حال در در پرجمعيت ترين شهرهاي كشور يعني تهران ، مشهد و اصفهان شاهد بوديم كه در شرايط اعتراض و نااميدي عمومي اقتدارگرايان با بسيج نيروهاي خود و كسب ٢ تا ٤% كل آرا مي توانند ١٠٠% كرسي ها را تصاحب كنند. بعضي از اصلاح طلبان دل خوش كرده اند كه با كسب كرسي هاي شهرهاي كم جمعيت تري مانند تبريز، اهواز و كرج توسط غيراقتدارگرايان و ناكامي اقتدارگرايان در بسياري از شهرهاي متوسط و كوچك و شركت نزديك به ٥٠% از كل واجدان شرايط در انتخابات ، شكست چندان بزرگي نيز نصيب آنان نشده است و مي توانند جبران مافات كنند. بعضي نيز نسبت ناچيز تعداد كرسي ها به انتخاب كنندگان ، دوري كانديداها از انتخاب كنندگان و عدم شناخت متقابل آنان در شهرهاي بزرگ را دليل رويگرداني مردم از شركت در انتخابات دانسته اند. هنوز قرائن كافي وجود ندارد كه اين دسته از ((اصلاح طلبان)) تلاش دارند با سيلي صورت خود را سرخ نگه دارند و يا ((آرمانخواهي)) كاذبشان آنان را هنوز در چنان جهلي نگه داشته است كه به جاي ديدن بطن ماجرا به حواشي مي نگرند. تكانه ي رويداد ٩ اسفند قوي تر از آن است كه از كنار آن بتوان به راحتي گذشت. اين واقعه در واقع همه ي نيروهاي سياسي كشور را به بازنگري اساسي فراخوانده است: - اقتدارگرايان ، اعم از سنت گرايان قشري تا محافظه كاران ((عقل گرا)) قاعدتاً مسرور هستند كه هم ((اصلاح طلبان)) و هم اپوزيسيون قانوني را به ((نقطه صفر)) نزديك مي كنند و پاره ئي از سنگرهاي ازدست رفته را مجدداً فتح مي كنند، اما آنچه را كه نمي بينند و در مجموع واكنش هايشان در هفته ي اخير مشاهده نشده است لزوم كسب حداقل مشروعيتي است كه بتوانند براساس آن چند صباحي بيشتر در قدرت حضور داشته باشند. آنان غافل از مشاهده ي اين واقعيت هستند كه با سرسختي هايشان كه به سوزاندن ((اصلاح طلبان)) حكومتي و اپوزيسيون قانوني منجر شده است ، تيشه به ريشه ي ساختارهاي خودساخته ، زده اند. ميزان مشاركت ٢٠-١٠ درصدي مردم در شهرهاي بزرگ كمترين مشروعيتي براي ارگان هاي تشكيل شده به اين منوال پديد نمي آورد. ((عقل گرايان)) اين جناح اگر تدبير و نفوذ كافي در ميان صفوف اقتدارگرايان مي داشتند در اولين فرصت مجلس خبرگان را فرامي خواندند و با تاكيد بر بي تدبيري رهبري او را بركنار و راه را براي يك همه پرسي تغيير قانون اساسي هموار مي كردند. - اصلاح طلبان حكومتي ، اعم از ((محافظه كاران مصلحت جو))، معتدلان معتقد به ((مردم سالاري ديني)) و راديكال هاي در آستانه ي گذار از مردم سالاري ديني به مردم سالاري تمام عيار، روند فروپاشي دروني خود را كه قبل از ٩ اسفند آغاز شده بود با سرعت بيشتري طي مي كنند. در روزهاي اخير لايه ي بسيار نازكي از اين طيف به صف اقتدارگرايان پيوسته است و ديگران حداقل ابراز مي كنند كه بازبيني روش هاي خود را پس از اين واقعه آغاز كرده اند. اما در ميان اين نيروها نيز گرايش قوي به ((خود فريبي)) و ((مردم فريبي)) وجود دارد كه مانع از دريافت پيام ٩ اسفند مردم توسط آنان مي شود. پيام مردم مبتني بر دعوت ايشان به خروج از حاكميت كاملاً روشن بود. براي آنان كه ادعاي تعهد به مردم سالاري دارند هر لحظه حضور در حاكميت به رغم خواست صريح مردم بي اعتنايي به آنان است. انتخاب گزينه ي استعفاي خاتمي و مجلسيان از هم اكنون و يا حداكثر ارائه ي خواست انتخابات زودرس و توامان مجلس و رياست جمهوري با قوانيني متعارف به همراه رفراندومي ساختارشكن و استعفا در صورت بي اعتنايي اقتدارگرايان به آن خواست ها، مي تواند ((اصلاح طلبان)) را از بي اعتباري كنوني نجات دهد. اكنون ديگر بايد براي آنان روشن شده باشد كه خواست هايي در حد پي گيري دو لايحه و يا ترميم كابينه كه اخيراً مطرح شده است متناسب با تمايلات تحول طلبانه ي مردم كشور ما نيست. - اپوزيسيون قانوني رژيم از نهضت آزادي گرفته تا ملي - مذهبي ها و روزنامه نگاران خواهان گشايش فضاي سياسي و ائتلاف حقوقدانان يا آزادي خواهان ، كساني كه اغلبشان در سال هاي اخير روزهاي سختي را در زندان هاي مخوف جمهوري اسلامي سپري كرده بودند، نيز به آتش ((اصلاح طلبان)) حكومتي سوختند. آنان نتوانستند برنامه ئي كاملاً جدا از اصلاح طلبان حكومتي ارائه كنند و همچنين نتوانستند اين اميد را در دل مردم ايجاد كنند كه توانايي ايستادگي در برابر اقتدارگرايان و عقب راندن آنان را دارند. در برابر اقتدارگرايان و اصلاح طلبان حكومتي كه هر كدام در مقطعي تاريخي (٢ خرداد و ٩ اسفند) شكستي استراتژيك خورده اند و بسيار بعيد مي نمايد كه بتوانند خود را با شرايط جديد تطبيق دهند، شكست تاكتيكي بسياري از نيروهاي اپوزيسيون قانوني رژيم بازگشت پذير مي نمايد. هر چند اين احتمال كه آنان بتوانند هدايت جرياني تحول طلب را كه خواست اكثريت غالب مردم كشور است به دست گيرند بعيد به نظر مي رسد، اما ايشان در صورت فاصله گيري از حكومت و ((التزام)) به قوانين ارتجاعي آن مي توانند نيروي موثري در تحولات آتي كشور باشند. راديكال ترين از اين نيروها تغيير قانون اساسي و ايجاد جمهوريتي دموكراتيك ، لائيك و تمام عيار را مطالبه مي كنند. خواستي كه با خواست اكثريت غالب نيروهاي اپوزيسيون تحول طلب منطبق است. - اپوزيسيون تحول طلب رژيم طيف گسترده و غيرمنسجمي از نيروها در داخل و خارج از كشور است. مردم كشور با اقدام خود در ٩ اسفند با صراحت بيشتري نشان دادند كه مركز ثقل تحولات كشور در ميان اين نيروها قرار دارد. به تعبير ديگر توپ بازي اكنون در زمين اين نيروها مي گردد، اما عدم اعتماد به نيروهاي حكومتي و پيرامونيان آنان هنوز به اعتماد به اين نيروها تبديل نشده است و راي گسترده ي ((نه)) به جناحين حكومتي هنوز به راي ((آري)) به مخالفان رژيم تبديل نشده است. اين نيروها اكنون به فرصتي تاريخي دست يافته اند ولي زماني دراز براي كسب اعتماد در ميان مردم كشور ندارند. در صورتي كه اين نيروها هشياري و نرمش لازم را در جهت گسترده ترين همكاري ها بر مبناي اهداف مشترك از خود نشان ندهند بيم آن مي رود كه اين فرصت تاريخي نيز از بين برود و بدخواهاني در داخل و به ويژه خارج از كشور قادر گردند سرنوشت شومي را براي ميهن ما رقم زنند. رخداد ٩ اسفند هم چنين نشان داد كه مردم به نيروئي كه ((براي خود)) و براي آنان پا به ميدان بگذارد و با اعتماد به نفس ، خواهان تغيير بنيادي اوضاع كشور باشد تمايل دارند. نيرويي كه با درس گيري از تجارب گذشته رو به آينده داشته باشد و اسير درگيري هاي داخلي و قديمي ((درخود)) و با نزديكترين همراهان خود نباشد. جمهوري اسلامي در كليت خود به شدت ضعيف شده است اما هنوز تا نابودي فاصله دارد. اصلاح طلبان حكومتي در اجراي پروژه ((مردم سالاري ديني)) حسب انتظار شكست خوردند و اكنون تاوان شكست خود را مي پردازند، اكنون در برابر جمهوري اسلامي با كليه قوانينش به شمول قانون اساسي ، پروژه جمهوري دموكراتيك و لائيك تمام عيار و عرفي قرار گرفته است. هرچند كه شماي كلي چنين پروژه ئي براي كوشندگان اجراي آن روشن است ، اما وظيفه ي عاجلي كه اكنون بر دوش اپوزيسيون تحول طلب و ترقي خواه قرار گرفته است نحوه ي اجراي اين پروژه و دگرگوني ساختارهاي موجود در كشور در اين راستا است. امري كه طبيعتاً با دشواري هاي معيني نيز همراه است. در هر حال مردم كشور ما كوشيدند كه پيام ٩ اسفند را چنان كوبنده اداكنند خفته ترين اذهان را بيدار كند و ناشنواترين گوش ها نيز آن را بشنوند. آينده اي نه چندان دور نشان خواهد داد كه چه نيروهايي پيام را گرفته و راهكارهاي خود را بر اين اساس تنظيم كرده اند و چه نيروهايي در دور باطلي در جا مي زنند. ![]() |