| اخبارخارجي |
شماره ٢٩٨
|
بازگشت به صفحه اول
|
|
|
سه قرباني و يك زخمي! در جنگي كه هنوز آغاز نشده محمود صالحي هفته گذشته گزارش دوم هانس بليكس و محمد البرادي به شوراي امنيت سازمان ملل ارائه شد. در اين گزارش به صراحت اعلام شد كه بازرسان اين سازمان هنوز مداركي دال بر تعقيب برنامه اتمي و سلاح هاي كشتارجمعي عراق به دست نياورده اند. در اين اجلاس كه به رياست دوره اي يوشكا فيشر وزير امور خارجه آلمان برگزار شد، شوراي امنيت تصميم به ادامه كار بازرسان سازمان ملل گرفت. هرچند با تصميم شوراي امنيت ، سياست جنگي آمريكا گامي به عقب نشست اما لشگركشي آمريكا به منطقه خليج فارس تاكنون سه قرباني و يك مجروح داشته است: قرباني اول: اروپا در مقابل اروپا! تابستان سال گذشته گرهارد شروردر در مبارزه انتخاباتي براي صدراعظمي آلمان گفت كه در صورت انتخاب شدنش ، آلمان در هر صورتي در جنگ عليه عراق سهيم نخواهد بود. اين شعار انتخاباتي بسرعت جاي خود را در سياست رسمي آلمان پيدا كرد. در مراسم ٤٠مين سالگرد امضاي قرارداد ورساي صدراعظم آلمان و ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه مخالفت خود را با سياست جنگي آمريكا اعلام كردند و خواستار تقويت سازمان ملل و حل مسالمت آميز خلع سلاح عراق شدند. فرداي آن روز روزنامه هاي مهم اروپا بيانيه ٨ رئيس دولت اروپايي كه در ميان آنان اسامي توني بلر نخست وزير انگليس ، ازنار نخست وزير اسپانيا، سيلويو برلوسكوني نخست وزير ايتاليا و نخست وزير دانمارك به چشم مي خورد مبني بر حمايت از سياست هاي آمريكا را منتشر كردند. انتشار اين بيانيه بدون رايزني هاي معمول در اتحاديه اروپا صورت گرفت و حتي سخنگوي دولت آلمان گفت كه دولت اين كشور تا لحظه انتشار بيانيه از وجود آن اطلاعي نداشته و از قبل در جريان آن قرار نگرفته است. بيانيه ٨ دولت ((نونهال)) سياست خارجي و امنيتي مشترك اتحاديه اروپا را نابود كرد. ناظران سياسي معتقدند سالها طول خواهد كشيد تا اروپا دوباره ((يك صدا)) در عرصه سياست بين المللي حضور يابد. قرباني دوم: رابطه اروپا و آمريكا اگرچه اختلاف نظر بر سر حمله به عراق در ميان سياست مداران اروپايي طي روزهاي گذشته اوج يافت ، اما اختلاف ميان اروپا و آمريكا از سابقه طولاني تري برخوردار است. تا قبل از ١١ سپتامبر اختلاف نظر ايالات متحده آمريكا و اتحاديه اروپا حول نقش و اهميت سازمان ملل و بي اهميت كردن آن از سوي آمريكا، طرح دفاع موشكي و خروج آمريكا از معاهده حفاظت از محيط زيست كيوتو بود. پس از سخنراني جرج بوش در سال گذشته و طرح سياست ((محور شرارت)) بر عمق اختلاف نظرات افزوده شد. در آن زمان ((ودرين)) وزير خارجه فرانسه اين سخنراني را ((ساده انگارانه)) خواند و ((كريس پاتن)) كميسار امور خارجه اتحاد اروپا، خودمحوري و تك روي آمريكا را ((خطرناك)) ارزيابي كرد. كالين پاول نيز در جواب اعتراضات وزراي خارجه اتحاد اروپا گفت: ((جلوي چشمان ودرين را مه گرفته است)). دور جديد جنگ لفظي اروپا و آمريكا با اظهارات ((دونالد رامسفلد)) وزير دفاع آمريكا آغاز شد. او گفت: ((در اروپاي قديمي برخي مخالف سياست ما هستند اما دوستان ما در اروپاي جوان (شرق) با سياست ما همراهي مي كنند)). رامسفلد همچنين كشورهاي جهان را به سه دسته تقسيم كرد و گفت: ((در كنار دوستان ما برخي از كشورها هم براي بازسازي عراق اعلام آمادگي كرده اند اما سه كشور ليبي ، كوبا و آلمان گفته اند هيچكار نخواهند كرد)). او به عمد آلمان را در كنار ليبي و كوبا قرار داد. برخي از سناتورها و روزنامه هاي آمريكايي نيز از اين فراتر رفتند و از القاب ((اروپائيان ترسو)) و ((خائن)) استفاده كردند. برخي از مفسرين مسائل بين المللي معتقدند بحران عراق مبناي ريزش دوستي قديمي اروپا و آمريكا و بوجود آمدن محور ديپلماتيك جديد (پاريس ، برلين ، مسكو و پكن) در مقابل سياست هاي جنگافروزانه و تسلططلبي دولت بوش است. از سوي ديگر موضع گيري كشورهاي اروپايي خشم محافل دست راستي در اسرائيل را برانگيخت: تحليلگر روزنامه ((هاتزوفه)) نوشت: رفتار اروپاي كهن آنچه را كه ما همواره مي دانستيم به اثبات رساند: اروپائيان مكار و خائن هستند)). روزنامه نزديك به دولت شارون ((هارتز)) نوشت: اكنون در حل اختلاف خاورميانه براي اسرائيل سهل تر است كه واشنگتن را قانع نمايد تا از دخالت اروپائيان در اين امر جلوگيري نمايد)). تحليلگر روزنامه ((معاريو)) در تمسخر اروپائيان نوشت: ((اروپا به تنهايي قادر به خروج از عمق دره روابطاش با آمريكا نيست. آن زمان كه عمو سام به تقسيم منابع سرشار نفت خاورميانه بپردازد آنها بر ضررهاي اقتصادي شان اشكها خواهند ريخت و هنگامي كه ترور اسلامي گريبانشان را گرفت ، آمريكا ديگر به كمك اروپاي پير نخواهد شتافت)). قرباني سوم: ناتو بحث بر سر فلسفه وجودي پيمان دفاعي ناتو، اين دايناسور نظامي باقي مانده پس از پايان جنگ سرد سالهاست ادامه دارد. در جريان آماده سازي نظامي حمله به عراق ، دبيركل ناتو ((رابرتسون)) طرح استقرار موشك هاي ضدهوايي ((پاتريوت))، استقرار هواپيماهاي آواكس و اعزام نيروهاي ويژه به تركيه را ارائه كرد. براي نخستين بار در تاريخ اين پيمان دو دولت بلژيك و فرانسه با پشتيباني آلمان اعلام كردند: ناتو يك پيمان دفاعي است و تا زماني كه مسئله عراق از طريق سازمان ملل و شوراي امنيت بررسي مي شود و قطعنامه اي از سوي آن در اين مورد صادر نشده ، اين درخواست را وتو خواهند كرد. ((جرج رابرتسون)) كه در آخر سال جاري به دلايل نامشخص از سمت خود كناره گيري مي كند در نامه اي سه كشور را متهم به ((نابودي)) ناتو كرد. كارشناسان امور نظامي معتقدند: حتي اگر از راه ديپلماتيك مشكل حل شود، ((اعتماد متقابل)) در ميان اعضاي ناتو از بين رفته است. فرانسه از حالت ايزوله اش در ناتو خارج شده و از نفوذ آلمان در اين پيمان بشدت كاسته شده است. و مهمتر از همه اينكه سياستمداران و نظامياني كه در آمريكا همواره خواستار خروج از ((قيد و بندهاي)) پيمان دفاعي ناتو بودند دست بالا خواهند گرفت. جراحات وارده بر پيكر منشور ملل اگر بازرسان سازمان ملل پس از ماهها جستجو در گزارش نهايي خود به اين نتيجه برسند كه در عراق سلاح هاي كشتار جمعي و برنامه اتمي وجود ندارد، آمريكا با اين همه تدارك: ٢٠٠هزار نيروي نظامي ، صدها بمب افكن و ناوهاي هواپيمابر اعزام شده به خليج فارس چه خواهد كرد؟ آيا دولت آمريكا از حمله به عراق صرفنظر مي كند؟ در اين صورت جواب افكار عمومي خود را چگونه خواهد داد؟ يا اينكه ايالات متحده بدون توجه به نظر سازمان ملل ((جنگ پيشگيرانه)) با عراق را شروع خواهد كرد. تا اين لحظه سياست هاي ايالات متحده نقض فاحش منشور ملل است ، كه در سال ١٩٤٥ تدوين شده است مي باشد. در بند دوم منشور ملل تصريح شده است: ((همه اعضا در روابط بين المللي خود از تهديد و اعمال قهر و يا هر شيوه ديگري كه با اهداف سازمان ملل همخواني ندارد در مورد حاكميت ارضي و يا استقلال سياسي كشور ديگري خودداري مي نمايند)). دولت آمريكا مي خواهد هر نظري در مورد رژيم صدام حسين داشته باشد. اما طبق حقوق بين الملل حضور و تهديد نظامي آمريكا عليه عراق نقض بند ٢ منشور ملل محسوب مي گردد. در صورت حمله نظامي از خارج منشور ملل استثنا قائل مي شود ((و حق طبيعي دفاع شخصي و جمعي)) در نظر گرفته شده است. اما رژيم عراق در وضعيتي نيست كه بتواند به آمريكا حمله نظامي نمايد. در مورد ((حمله پيشگيرانه براي جلوگيري از حمله)) كه اين روزها سياستمداران آمريكا از آن صحبت مي كنند در منشور ملل به آن اشاره اي نشده است. البته براي اولين بار وقتي در سال ١٩٨١ بمب افكن هاي اسرائيلي نيروگاه هسته اي عراق را بمباران كردند اسرائيل چنين فرمول بندي را ارائه نمود. اتفاقاً در آن زمان با راي آمريكا، شوراي امنيت اين اقدام اسرائيل را محكوم كرد. تعهد به منشور ملل يعني تهعد به ((قدرت قانون)). رفتار ايالات متحده اما نشان از ((قانون قدرت)) دارد. ![]() |