| گفتگو |
شماره ٢٩٧
|
بازگشت به صفحه اول
|
|
|
تنها راه نجاتي كه مي بينند نابودي خويش است گفتگوئي در باره خودسوزي زنان مصاحبه راديو فرانسه با مهديس كامكار روانپزشك ، پروين بختيار نژاد روزنامه نگار و يارمحمد قاسمي جامعه شناس و استاد دانشگاه سئوال: علل خودسوزي مهديس كامكار: اكثر اين خودسوزيها در افراد جوان است ، آنها براي پيداكردن راه حلي براي تسلط به مشكلات رواني دچار درماندگي مطلق مي شوند و چون به اندازه كافي از نظر شخصيتي و تجربيات زندگي قوي نيستند بسيار ترد هستند و از شدت عصبانيت به نااميدي مي رسند و به شكلي مي خواهند خودشان را ويران كنند كه ديگر چيزي از آنها باقي نماند و اين آرزوي فرد است براي انتقام گرفتن ، كنترل كردن و مجازات كردن ديگران و يا كفاره پس دادن و يا تولد دوباره كه انگار اگر زنده بمانند فكر مي كنند يك زندگي جديد شروع مي كنند، يك جوري انتقام مي گيرند در نهايت عصبانيت از ديگران و يا مي توانند ديگران را با قدرت خودشان كنترل مي كنند. از عوامل مهمي كه مطرح است زماني است كه روابط عاطفي و بين فردي ناگهان به هم مي خورد و شخص نمي داند كه چه عاقبتي در انتظارش است و به همين علت ناهماهنگي و حس جدايي و حس شكستي كه دارد تنها راهي را كه دارد نابودكردن خودش است و وقتي فرد در اين شرايط عصباني باشد به راههاي بسيار خشن كه راه گريزي نداشته باشد دست پيدا مي كند مثلا استفاده از اسلحه ، دارزدن و خودسوزي. علاوه بر اينكه خودسوزي در مناطقي مثل استان ايلام خوزستان و لرستان مسئله فرهنگي هم خيلي مهم است. من نمونه دختراني را دارم كه بعد از ده سال آنها را مي بينم ، يكي از آنها در سن ١٥ سالگي در شرايط سرد خانوادگي در پي برقراري رابطه عاطفي كه منجر به حاملگي نامشروع مي شود، بنا به پيشنهاد پسر خود را مي سوزاند تا خودش و آثار جرمش محو شود و بعد او زنده مي ماند بدون اينكه به بيمارستان رسانده شود و در طي ده سال اخير داراي تنفس مشكل و ده انگشتش را از دست داده است. عوامل زمينه ساز الگوهاي خانوادگي از هم گسسته اختلالات خانوادگي روابط سرد خانوادگي و يا اختلالات خلقي خود شخص است و عوامل مستعدكننده و تسريع كننده زماني است كه يك ضربه عاطفي و يك شكست رابطه بين فردي براي شخص پيش مي آيد و باعث مي شود چون نمي تواند راه حلي براي كاهش درد و رنج روحي خودش پيدا كند در نتيجه از راه و روشهاي خشمگينانه استفاده كند كه از خودش و ديگران انزجار دارد و انتقام. يارمحمد قاسمي: مهمترين عامل در ايلام عامل خانوادگي است كه رقم ٥٠% است و البته اين آمار مربوط به سال ٧٣ است و هر چه به سمت ٧٩ مي آييم اين درصد كمتر مي شود و به ٤١% مي رسد بعد از عامل خانوادگي عوامل رواني قرار مي گيرد كه بيشترين سهم آن در اينجا ٣١% است ، يعني عوامل خانوادگي و عومل روحي رواني چيزي حدود ٨١% خودسوزيها را در بر مي گيرد. بعد از اين عوامل اخلاقي و ناموسي و تحصيلي هست ، عامل تحصيلي از عامل ناموسي رقمش بالاتر است كه اين حدود ٥/١٢% و عامل اخلاقي ٨/٤% است. منظور از عوامل تحصيلي ناكاميهاي تحصيلي است ، دانش آموزان دختر در سال آخر دبيرستان و ديپلم و عدم موفقيت در كنكور سراسري ، رقم ناچيزي از خودسوزي ها را كه در جنس دختران است به خودش اختصاص مي دهد. سئوال: چرا در دهه ٨٠ رو به افزايش گذاشته ؟ پروين بختيارنژاد: كارشناسان علوم اجتماعي دهه ٨٠ ايران را دهه بحرانهاي گسترده اجتماعي نامگذاري كرده اند. جوان بودن جمعيت كشور توسعه نيافتگي در حوزه هاي مختلف اجتماعي انساني فرهنگي آموزشي مديريتي اقتصادي سياسي در واقع معجوني از بحرانهاي اجتماعي را براي اين دهه از سياست اجتماعي ما به ارمغان آورده است. يكي از پديده هاي شوم دو دهه اخير به نظر مي آيد خودكشي و خودسوزي مردان كودكان و بالاخص زنان جوان باشد، نسل جوان كنوني ما كه نسلي سرخورده از تنشهاي سياسي و مطالبات برآورده نشده و نااميد از آينده شغلي و اقتصادي خودش و همچنين گرفتار معضلات فرهنگي و اجتماعي بي شمار، شايد اگر خواهيم به سرخوردگيهاي اين نسل بپردازيم باب گفتگوي ديگري باز مي شود. ولي از آنجاييكه انسان موجود پيچيده ايست و عوامل مختلفي در شكل گيري رفتار و شخصيت او موثر است در مورد عوامل خودكشي مي توان به اختلافات خانوادگي ، فقر اقتصادي ، افسردگي ، مشكلات رواني پس از جنگ در مناطقي كه در معرض آسيبهاي مستقيم و مشكلات مستقيم دوره جنگ بودند و هم چنين ناموسي را از عوامل مهم در خودسوزي زنان كودكان و مردان جوان مطرح كرد. سئوال: دليل خودسوزي مردان يارمحمد قاسمي: عوامل خودسوزي زنان و مردان كاملا متفاوت است. در مورد مردان عوامل اقتصادي و عوامل روحي رواني بالاترين سهم را به خود اختصاص مي دهند،. چون خانواده ها مردسالار هستند و مردان بايد معيشت خانواده را تامين كنند و تصميمات نهايي را بگيرند، ساخت اقتصادي جامعه طوري است كه اين نيازها و انتظارات شغلي و انتظارات مالي آنها را برآورده نمي كند و در يك فاز ناامني شغلي كه نبود تامين اجتماعي است اينها را نهايتا به جايي مي رساند كه همه درها برويشان بسته مي شود و بيكاري زياد است و اينها مي آيند و دست به خودسوزي مي زنند. نكته ديگر برمي گردد به روابط اجتماعي كه سنتي بوده و اينها توانسته اند با همان شيوه مردسالارانه تصميم خودشان را بگيرند. جامعه وارد مرحله ديگري شده كه اين آمريت مردان بر زنان و همچنين فرزندان ديگر عمل نمي كند و اين باعث مي شود كه ديگر آن تحكم اوليه را نداشته باشند و اين آنها را دچار مشكلات رواني مي كند. پروين بختيارنژاد: كودكان هم به صورت اكتسابي و هم به دلايل مشكلات حقوقي فرهنگي اقتصادي و رواني متاسفانه دست به اين كار مي زنند. يارمحمد قاسمي: خودكشي در ايران يك نرخ ندارد، در ايران چند منطقه هست كه خودكشي در آن خيلي بالا رفته ، يكي استان ايلام است يكي مناطق ايل تبار خوزستان و يكي استان كهگيلويه و بويراحمد و لرستان چهارمحال بختياري و تركمن صحرا. در اين ٤، ٥ منطقه يك وجه مشترك وجود دارد و آن شكل معيشت ايل تباري در اين استانها است. در تهران و شهرهاي بزرگ مثل اصفهان و مشهد نرخ خيلي پايين تر است اين نشان مي دهد كه در اين چند استان چيزي هست كه در جاهاي ديگر كشورمان وجود ندارد و به تصور من اين حالت برزخي است در اين منطقه. سئوال: خانم بختيارنژاد شما فكر نمي كنيد كه آگاهي زنان از شرايط خودشان يكي از عوامل چنين عمليست ؟ مي دانيم كه فقر، فقرجنسي ، عدم آزادي فرهنگ ايلي و عشيره اي و ازدواجهاي اجباري پشت اين خودسوزيها وجود دارد؟ پروين بختيارنژاد: اتفاقا مي خواستم به اين نكته ها اشاره كنم ولي قبل از آن در رابطه با صحبت دكتر قاسمي بايد بگويم كه اين خودكشي ها و خودسوزيها فقط خاص ايلام كردستان لرستان و كهگيلويه و بويراحمد نيست ، در استانهايي مانند بوشهر هم بسيار خودسوزي ديده مي شود و استانهايي را كه گفتند در آن خودسوزي زياد صورت نمي گيرد، شايد در خود شهر چنين باشد ولي در روستاهاي آن خودسوزي بسيار صورت مي گيرد و هم چنين در استان تهران هم متاسفانه در حال حاضر دست به اين نوع خودكشي زده مي شود. و اما در مورد سئوال شما به دليل آگاه شدن زنان از حقوق فردي و اجتماعي خودشان و همينطور عدم هنجارشكني از هنجارهاي سنتي گذشته ، بر اثر رشد سواد، رشد تحصيلات و آموزشهاي غيررسمي از طريق مطبوعات سينما و تلويزيون در زنان تحولاتي صورت گرفته ، در مطالباتشان از فرهنگ جامعه خودشان و از نهاد خانواده چنانكه اين زنان خواهان حقوق فردي خودشان هستند و در واقع با ارزشهاي محيط زندگي خودشان و اين نه تنها در شهرها كه در بسياري از روستاها و حتي در عشاير كوچرو هم هست اين دختران از طريق فرهنگ شفاهي از طريق مدارسي كه در چادرها و يا به صورت ساكن احداث شده به بخشي از حقوقشان پي مي برند و خواهان حقوق خودشان هستند. زني كه در چند نسل گذشته در ايران زندگي مي كرده تعدد زوجات را به راحتي مي پذيرفته ولي الان نمي پذيرد. سئوال: و مردها متحول شده اند همزمان ؟ پروين بختيارنژاد: نه مردها متحول نشدند، زني كه هيچگونه حقوق فردي ندارد و هيچگونه فرصت فردي ندارد يعني هميشه در حال سرويس دهي به خانواده است ، اين زن هيچ چيز به عنوان حقوق فردي برايش معنا ندارد، در نتيجه معلوم است دچار تنشهاي رواني و انفجار رواني خواهد شد و به خودش آسيب خواهد رساند. سئوال: آيا بين ميزان سواد فرد خودسوز و خانواده او و خودسوزي رابطه مستقيمي وجود دارد؟ يارمحمد قاسمي: بين سواد و خودسوزي رابطه كاملا مستقيمي وجود دارد، يعني خودسوزيها در مورد كساني اتفاق افتاده كه بي سواد بوده يا سواد ابتدايي داشتند ما هر چقدر به مقاطع بالاتر تحصيلي مي رسيم به همان ميزان خودكشي ها و خودسوزي ها پايين مي آيد. بين طبقه اجتماعي خودكشها و خودسوزي كننده ها و عمل آنها رابطه مستقيمي وجود ندارد. به تناسب افراد مختلف و طبقات مختلف خودكشي ها توزيع شده اند و اينطور نيست كه طبقات پايين همش خودكشي كرده اند. سئوال: پس از خودسوزي و زنده ماندن چه بر سر اين كانديداهاي خودكشي مي آيد؟ يارمحمد قاسمي: اينها وقتي حتي بهبود فيزيكي پيدا مي كنند، نگاه جامعه به اينها يك نگاه تحقيرآميز است و جامعه به اينها نوعي اين ذهنيت را القا مي كند كه اينها آدمهايي بودند كه مسئله داشتند. مخصوصا در مسائل فرهنگي چون مسائل اخلاقي و ناموسي است به اينها يك نوع برچسب بي هنجار زده مي شود. اينها ديگر افرادي عادي نيستند كه بخواهند با جامعه آشتي كنند و به آن گروه درماني ملحق بشوند. اينها به سختي مي توانند با اين ساخت فرهنگي كه در ايلام حاكم است ، دوباره پيوند برقرار كنند و آدمهاي منزوي هستند كه كمتر در انظار عمومي ظاهر مي شوند و در واقع نوعي مرگ ديگر، مرگي كه ناشي از تحريم هاي عاطفي و تحقيرهاي اجتماعي در انتظارشان است. سئوال: اقاي يار محمد قاسمي ايا اماري در مورد تلاش دوباره به خودكشي در دست هست ؟ يارمحمد قاسمي: موارد معدودي داشته ايم اگر از هر ١٠٠ نفر ميزان بگيريم ٣ يا ٤ نفر براي بار دوم و سوم اقدام به خودسوزي كرده اند. سئوال: با توجه به همه چيزهايي كه گفته شد و تعصبها و تحجرهايي كه وجود دارد و شمار خودسوزيهاي بسيار بالا بخصوص در ايلام كه ركورد اول جهان را شايد كسب كرده باشد چه كارهايي بايد انجام مي شده كه نشده و چه راه كارهايي را مي توانيد احتمالا پيشنهاد كنيد؟ يارمحمد قاسمي: در كوتاه مدت مي توانستيم يك پيشگيري داشته باشيم كه به اينجا كشيده نشود، ولي حالا كه كشيده شده مي شود از راه ديگر آنرا مهار كرد. آن فضاي بازي كه از دهه ٧٦ ما داريم تجربه مي كنيم دوباره به انسداد كشيده نشود. از سال ٧٦ به بعد ميزان خودكشيها خيلي پايين آمده بود از سال ٧٩ به بعد به نظر مي رسد كه كه زنان آرزوها و مطالباتي كه داشتند برآورده نشده و به آن دسترسي پيدا نمي كنند. از طرف ديگر بين آنچه كه ما مي گوييم و آنچه كه عملا انجام مي گيرد در مورد حقوق زن فاصله هست ، به زن ايلامي ميگن كه تو آزاد هستي ولي وقتي پاي عمل هست زنان ما خيلي محدوديت دارند. مهديس كامكار: مسئله اصلي اطلاع رساني و افزايش آگاهي زنان و دختران جوان است كه مغايرت دارد با سنتهايي كه هنجارهاي اجتماعي دور و بر آنها را مي سازد و اين تبعيض زياد جنسي بين زن و مرد باعث مي شود كه زنان احساس درماندگي و نااميدي بيشتري بكنند، چون به هر حال خودكشي و خودسوزي هم كه در طيف خودكشي قرار مي گيرد و جزو اورژانسهاي روانپزشكي است و بحران محسوب مي شود، بنابراين مراكز مداخله در بحران كه بهزيستي مي تواند درست كند و يا سازمانهاي ديگر دولتي يا غير دولتي خيلي مي تواننند كمك باشند و تيمهايي كه به صورت تخصصي شامل مددكار روانشناس و مشاور حقوقي و روانپزشك ، پزشك و روان پرستار و اين ضمانت اجرايي داشته باشد با پشتوانه دولتي و غير دولتي و مالي تا بتوانند اين بحرانهاي فردي و بين فردي و خانوادگي و حتي سنتي و حتي عشيره اي دخالت كنند بسيار كمك كننده خواهد بود. سئوال: با تحجرات فكري چگونه مي شود كنار آمد خانم بختيارنژاد؟ پروين بختيارنژاد: تا اواسط دهه ٧٠ دولتمردان در حال پاك كردن صورت مسئله بودند و فكر مي كردند اگر اخبار خودسوزيها پنهان بماند و جايي درج نشود مسلما اين مسئله حل خواهد شد كه حل نشده و افزايش پيدا كرده و هر چه فضاي بسته سياسي در جامعه ما ايجاد شود و فضاي بسته فرهنگي به طبع آن ايجاد شود، ما اين پديده هاي شوم را در جامعه خودمان بيشتر خواهيم داشت. زماني زن ايلامي و يا هر استان ديگري در ايران مي توانند اميد به آينده داشته باشند كه اميد به مفيدبودن داشته باشند و در سرنوشت خودشان بتوانند مشاركت كنند. ولي انچه كه از نهادهاي حقوق بشر بين المللي و همچنين سازمانهاي غيردولتي كه در سراسر جهان فعال هستند و حوزه فعاليتهاي آنان زنان است من از آنها خواهش مي كنم كه به استان ايلام و استان لرستان و استانهاي آسيب ديده و زنان آسيب ديده ما و زنان خودسوز ما بينديشند و اميدواريم كه با كمكهاي خودشان در قالب پروژه ها و برنامه هايي كه مي توانند به اين زنان كمك كنند فضايي مناسب براي اوقات فراغت اين زنان فراهم شود و در واقع مي شود گام به گام به مسائل سنتي اينها پرداخت و با راهكارهاي تخصصي و علمي آنها را بتوانيم تغيير دهيم ، چنانكه در حال حاضر مردان ايلامي هم اين مسئله برايشان حاد است و شدت خودسوزي در بين زنان و كودكان و مردان جوان باري است بر روح و روان آنها. سئوال: ولي آيا آنها آماده هستند كه به تعصبها و تحجرهاي فكري خودشان پايان دهند؟ پروين بختيارنژاد: تغيير فرهنگ و تغيير قواعد رفتاري حركت درازمدتي را مي طلبد ولي از سال ٧٦ به بعد كه مطبوعات مستقل شكل گرفتند و به آگاهي رساني هاي ممتد خود ادامه دادند بسيار توانستند كمك كنند و يك مسئله اي كه در آموزش و پرورش به آموزش بدان بها داده نمي شود آموزش ندادن مهارتهاي زندگي به كودكان است كودكاني كه مهارتهاي زندگي را كسب كنند مسلما به چنين آسيبهايي نسبت به خودشان دست نمي زنند ![]() |