سرمقاله شماره ٢٩٦ KAR
FirstPageبازگشت به صفحه اول


خودسوزي زنان ، استيصالي كه فرياد اعتراض است
خودكشي زنان به شكل خودسوزي ، پديده اي كه به دليل كثرت آن در استان هاي ايلام ، كردستان و كرمانشاه توجه بسياري را جلب كرده است ، در برخي از نقاط ديگر كشور گسترش يافته است. زناني كه از فشارهاي خانوادگي ، فرهنگي به تنگ آمده اند، و فقر و محدوديت هاي اجتماعي و نبود حمايت امكان تدبيري را به آنان نمي دهد، تنها راه را خودكشي مي يابند ولي در بين شيوه هاي مختلف خودكشي آن را كه دردناكتر و دل خراش تر است ، برمي گزينند و خود را در جلو چشم ديگران به آتش مي كشند تا شايد شعله هاي بدن آنان فرياد اعتراض شان باشد كه تاكنون هيچ گوش شنوايي برايش نبود. حتي آن وقت نيز كه از شعله هاي آتش ((نجات)) مي يابند تا آخر عمر با عوارض آن كه معلوليت هاي جسمي و فشارهاي روحي است ، بايد بسازند. با اين تفاوت كه اين بار به دليل از بين رفتن زيبايي و ظاهر بايستي هر چه بيشتر تن به زورگويي بدهند.
چنان چه دختر ١٣ ساله اي در فسا كه چند ماه قبل به دليل فشار ناشي از اذيت و آزار ناماداري اقدام به خودسوزي نمود، به دليل آن كه خانواده وي قادر به پرداخت هزينه هاي درمان او نبودند، او را به عقد پيرمرد ٦٨ ساله اي درآوردند.
سرپرست بخش سوختگي بيمارستان خميني كرمانشاه مي گويد: چندوقت پيش دختري را با ٦٧ درصد سوختگي به اين بخش آوردند. چهره او براي پرسنل بيمارستان آشنا بود. پس از حقيقات متوجه شديم خواهر او نيز در سال گذشته با ٩٠ درصد سوختگي فوت كرده است. علت را جويا شديم ، معلوم شد خواهر وي سال گذشته به اجبار با فردي معتاد ازدواج كرده و دست به خودسوزي زده است. پس از مرگ خواهر بزرگتر، خانواده ، دختر ديگر خود را نيز به اجبار به همان مرد مي دهند، و او نيز دست به خودسوزي مي زند.
اين زنان در زندگي روزمره خود دريافته اند، كه بي عدالتي حتي خصوصي را بايد حمايتي اجتماعي جواب باشد. آن ها شايد به كرات حتي از زنان فاميل نيز به بردباري بيشتر فراخوانده شدند. ولي در خلوت خود به اين نتيجه رسيدند كه نمي توانند به تنهايي به ظلمي كه بر آنان مي شود، غلبه كنند. آن ها شايد هيچگاه كلمه ((فمينيسم)) را نشنيده باشند و يا شايد بسياري از آن ها سواد خواندن و نوشتن هم ندارند ولي به تجربه درستي اين حكم فمينيستي را دريافته اند كه ((هر امر خصوصي سياسي است)) و از اين رو اعتراض به ظلم و خشونت خانوادگي را در چارچوب خصوصي خانواده نگه نمي دارند و آن را بر سر ميدان فرياد مي زنند.
اخيرا زني كه از آزارهاي جسمي و روحي شوهرش به ستوه آمده بود، به نشانه اعتراض به ازدواج مجدد او خود را به ميدان آزادي كرمان به آتش كشيد. به گفته شاهدان عيني اين زن كه با در دست داشتن ظرفي پر از بنزين به ميدان آمده بود و به شدت مي گريست ، پس از اين كه از ازدواج مجدد همسرش حرف زد، خود را سوزاند. نااميد از هر هم ياري ، ناآگاه از قدرت هر همكاري ، ناتوان در مبارزه با ديو هزارسر فرهنگ و سنت و قانون عقب مانده ، هر كدام به تنهايي خود را به آتش مي كشند و فرياد مي كشند. آتش فريادي از تنهايي ، تعداد اين تنهايان آن قدر زياد است كه فقط در يك روستا، روستاي شال در بويين زهراي قزوين ١٥ نقطه را شعله ور كرد. ١٥ نفر كه خود را به تنهايي در زمان هاي مختلف در يك روستا به آتش كشيدند.

FirstPageبازگشت به صفحه اول