| جوانان |
شماره ٢٩٤
|
بازگشت به صفحه اول
|
|
|
نگاهي به روحيات و تمايلات جوانان نسل سوم علي صمد ٤) جوانان دانشجو و اپوزيسيون داخل و خارج از كشور: براي وارد شدن به اين بحث ضروري است كمي به عقب برگرديم. با بسته شدن دانشگاه ها در سال ٥٩، وضعيت سازمان هاي اپوزيسيون و تشكل هاي دانشجويي وابسته به آن ها در دوران انقلاب فرهنگي به شدت تغيير كرد. بعد از باز شدن تدريجي مراكز آموزش عالي ، بخش بزرگي از نيروهاي فعال دانشجويي هوادار گروه هاي اپوزيسيون حكومت از سطح دانشگاه هاي كشور پاك سازي شدند و آن تعداد هم كه توانسته بودند سالم از اين تصفيه ها بگذرند به اشكال گوناگون تحت فشار ارگان هاي گزينش ، حراست و انجمن هاي اسلامي دانشجويي بودند و هر حركتي در جهت دفاع از احزاب دگرانديش به پاك سازي آن ها از دانشگاه منجر شد. در ضمن بعد از انقلاب فرهنگي و تعطيلي دانشگاه ها اغلب تشكل هاي دانشجويي هوادار يا وابسته به احزاب غيرحكومتي ، فعاليت هاي خود را از دانشگاه به بيرون از دانشگاه انتقال دادند و خود را در احزاب مادر حل نمودند. به طوري كه بعد از انقلاب فرهنگي در سطح مراكز آموزش عالي ، تشكل هاي دانشجويي همچون سازمان دانشجويان پيشگام ، سازمان دانشجويان مسلمان ، سازمان دانشجويان مبارز، سازمان دانشجويان پيشگام با سازمان دانش آموزان پيشگام و بخش هاي محلي سازمان فدائيان خلق ايران ، اقدام به تشكيل سازمان جوانان پيشگام نمودند و بدين طريق فعاليت هاي خود را از سال ٥٩ در اين سازمان جديد دنبال كردند. اغلب تشكل هاي ديگر دانشجويي دست به اقداماتي مشابه زدند. در تمام سال هاي دهه ٦٠ و اوايل دهه ٧٠، فعاليت هاي دانشجويي در انحصار انجمن هاي اسلامي دانشجويي طرفدار نظام درآمده بود. اما از سال ٧٦، جنبش دانشجويي با توان و نيرويي تازه نفس وارد كارزار سياسي كشور شد. البته شايد يكي از دلايل اوج فعاليت هاي جديد دفتر تحكيم وحدت اين بود كه اين تشكل دانشجويي از مقطع رياست جمهوري رفسنجاني به دليل مواضع اش به حاشيه حكومت رانده شد و اين امر باعث اين گرديد كه در طي اين چند سال اين تشكل تا حدودي به فعاليت هاي گذشته خود بيانديشد و سپس با سيمايي نسبتا تازه تر از گذشته به فعاليت به فعاليت جديد بپردازد. اين جريان در اوايل سال ٧٦، به دفاع از جامعه مدني و ديگر شعارهاي انتخاباتي آقاي خاتمي روي آورد و بدين طريق توانست نيروي زياد از دانشجويان را در آن زمان به سمت خود بكشد و در ادامه اين نيروي دانشجويي با كار توضيحي توانست نيروي زيادي از جوانان ، دانشجويان و ديگر اقشار جامعه را تحت تاثير خود قرار دهد و بدين ترتيب سهم زيادي در به پيروزي رساندن آقاي خاتمي به قدرت ايفا كرد. البته يكي از مشكلات دفتر تحكيم وحدت اين بود كه وابسته به يك جناح از حاكميت بود و مسائل و مشكلات اجتماعي و فردي جوانان براي آن ها چندان مورد توجه نبود و بيشتر مسائل سياسي و جناحي برايشان اهميت داشت. بعد از به قدرت رسيدن خاتمي ، دفتر تحكيم وحدت در ائتلاف با يك جناح نتوانست به مشكلات و مسائل دانشجوان و جوانان بپردازد و اين امر به شكاف و فاصله دانشجويان و جوانان بيشتر دامن زد. اگر به حركت ها و اعتراضات دانشجويان در دانشگاه هاي سراسر كشور نظري بياندازيم خواهيم ديد هيچگاه بخش هاي ديگر جوانان به حمايت از خواست هاي برحق دانشجويان برنخواستند و اين از مشكلات بزرگ جنبش دانشجويي و جوانان است. جنبش دانشجويي در ادامه فعاليت خود توانست به صورت وسيع مردم را بار ديگر در انتخابات شوراها فعال كند. اين نيروي وسيع دانشجويي با فعالين خود در تمام صحنه هاي پس از دوم خرداد ٧٦ به صورت فعال شركت داشته است. در واقع اين نيرو از سال ٧٨ - ٧٧ با حضور وسيع در صحنه سياسي جامعه به مناسبت هاي گوناگون چون برپاكردن جلسات سخنراني ، كنفرانس ها و همايش ها، برخورد فعال با موضوعات روز در جامعه ، اعلام مواضع پيرامون رويدادهاي مختلف سياسي در جامعه و انتشار بيش از هزار نشريه دانشجويي توانسته كيفيتي نوين در شرايط و فضاي تازه جامعه ايجاد كند. مجموع اين فعاليت ها باعث شد كه جناح راست و نيروهاي انصار حزب الله وابسته به آن ، نسبت به دانشجويان موضع و برخورد تندتري بگيرند و با انواع توطئه ها جلوي فعاليت هاي جنبش دانشجويي را بگيرند. در جريان جنبش ١٨ تير و رويدادهاي پس از آن ، بخشي از اصلاح طلبان حكومتي كه پي گيري منافع نظام و از دغدغه هاي اصلي شان است ، در هراس از راديكاليسم موجود در جنبش دانشجويي و غيرقابل كنترل بودن آن ، سركوب خونين و سبعانه دانشجويان چشم پوشاندند و از سياست فشار از پايين دست برداشتند و به سياست آرامش فعال روي آوردند و نيز بر تلاش هاي خود براي وابسته نگه داشتن تشكل هاي دانشجويي به دولت يا جناحي از حاكميت و دنباله رو كردن اين تشكل ها به ويژه دفتر تحكيم وحدت افزودند. چشم پوشي از سياست فشار از پايين و گاه مقابله با آن و روآوري به سياست ((آرامش فعال)) سرآغاز عقب نشيني هاي بعدي و ركود جنبش اصلاحات شد. اصلاح طلبان به جاي سمت دادن راديكاليسم جنبش دانشجويي براي مبارزه عليه تماميت گرايان و اسقرار دمكراسي در جامعه در جامعه در جهت مهار و آرام كردن آن حركت نمودند. دفتر تحكيم وحدت مجددا آن اعتماد اوليه را كه در دو سال اول حكومت آقاي خاتمي توانسته بود در ميان دانشجويان و بخشا جوانان به دست آورد، از دست داد و به رابطه جنبش دانشجويي با جنبش جوانان از اين مقطع به شدت ضربه خورد. و علاوه بر اين بخشي از نيروهاي اين تشكل دست از فعاليت كشيدند و گرايش و تمايل به احزاب غيرحكومتي قانوني و نيمه قانوني در ميان آنان افزايش پيدا كرد. بعد از حادثه ١٨ تير، براي دانشجويان فعال در دانشگاه ها مشخص شد كه جنبش دانشجويي بازتاب گوناگوني تمايلات سياسي - اجتماعي موجود در كشور نيست و به هيچوجهي در يك قالب نمي گنجد. در اين دوره بين دانشجويان گرايش هاي سياسي متفاوت در جهت استقلال و اتخاذ مواضع مستقل از دفتر تحكيم وحدت و يا جناح هاي حكومتي افزايش يافت و بدين ترتيب دانشجوان به ديدگاه ها و نظرات ساير جريان هاي سياسي توجه بيشتري كردند و به يك عبارت اين امر به تقويت جنبش دانشجويي منجر شد. نهضت آزادي در اوايل و اواسط دهه ٧٠ خواست تا حدودي در ميان دانشجويان به اشكال گوناگون فعاليت كند و موفق شد بر نفوذ خود در ميان دانشجويان بيفزايد ولي در ادامه اين جريان توانست به دليل گوناگون شرايط فوق را حفظ كند. از خرداد ٧٦ به بعد فعاليت هاي بخش دانشجويي حزب ملت ايران افزايش پيدا كرد و با قتل ناجوانمردانه زنده يادان داريوش و پروانه فروهر نفوذ اين جريان در ميان دانشجويان رشد بيشتري يافت و اين تا بعد از ١٨ تير ٧٨ ادامه يافت ولي با سركوب شديد اين جريان فعاليت هاي دانشجويي حزب ملت ايران كاهش پيدا كرد. فعاليت هاي اين دو جريان اغلب به صورت نيمه علني و مخفي انجام مي شد و لازم است تاكيد شود كه دستگاه هاي امنيتي حكومت ، نسبت به اين دو حزب تا ١٨ تير ٧٨، حساسيت نسبتا كمتري از خود نشان مي دادند و به يك عبارت آن ها را تحمل مي كردند. بعد از مدتي بخصوص در انتخابات مجلس ششم ، نيروهاي ملي - مذهبي با سياست شركت در انتخابات و گذاشتن جلسات سخنراني در سراسر كشور و بخصوص در محيط دانشگاه ها تا حدود زيادي توانستند بخشي از فعالين دفتر تحكيم وحدت و ديگر دانشجويان دگرانديش را به حول برنامه خود جلب كنند. جريان ملي - مذهبي در اواخر رياست جمهوري دوره اول خاتمي مورد تهاجم جناح راست قرار گرفت و رهبر حكومت ملي خامنه اي با تائيد سركوب اين جريان ، دست نيروهاي امنيتي را براي زنداني و سركوب كردن اعضاي فعال ملي - مذهبي بازگذاشت و بدين ترتيب شخصيت هاي اصلي اين جريان روانه زندان شدند. تمام حركات سركوبگرانه حكومت حاكي از اين است كه رژيم قصد اين را داشته و دارد كه جريانات دانشجويي منتقد حكومت هر چه بيشتر فعاليت شان محدود و محدودتر شود. علاوه بر دفتر تحكيم وحدت و دگر جريانات دانشجويي وابسته به حزب ملت ايران ، نهضت آزادي و ملي - مذهبي ها، بخشي ديگر از فعالين دانشجويي از جنبه فكري به نيروهاي چپ و دموكرات لائيك تعلق دارند و در محيط دانشگاه بيشتر در عرصه هاي صنفي ، علمي و فرهنگي فعاليت مي كنند. در حال حاضر اين نيروها به همراه تشكل هاي ديگر دانشجويي بيش از ٢٤٠٠ نشريه دانشجوي در دانشگاه هاي كشور انتشار مي دهد. متوسط تعداد صفحات نشريات دانشجويي ٣٠ صفحه 4A بوده است كه از حاصل ضرب تعداد كل نشريات در متوسط صفحات ، رقم ٧٢ هزار صفحه به دست مي آيد. بنابراين مي توان گفت كه در هر ماه ٧٢ هزار صفحه مطلب در نشريات دانشجويي منتشر شده است و اگر بخواهيم عدد ١٠ را به عنوان تعداد متوسط دست اندركاران هر نشريه در نظر بگيريم رقم ٢٤ هزار نفر براي مجموع دست اندركاران نشريات به دست مي آيد. اگر فرض كنيم كه هر نشريه را حداقل به ١٠ نفر ديگر منتقل مي كنند جمع خوانندگان نشريات به چندين ميليون نفر بالغ مي شود كه اين رقم قابل توجهي است. در باره محتواي نشريات دانشجويان مي توان گفت كه موارد به ظاهر مقدس روز به روز كم رنگتر مي شوند و در عوض عرفي شدن عرصه هاي فكري و اجتماعي افزايش زيادي يافته است. در سال هاي اخير به بحث قوميت ها به طور جدي در نشريات دانشجويي پرداخته مي شود و ديگر بحث در باره كتاب هاي دكتر شريعتي و نظاير آن به شدت كاهش پيدا كرده و در عوض موضوع هايي چون حقوق زنان و بحث هاي معرفتي با اقبال روبرو است. آمار و گفته ها و تحليل ها نشانگر فعاليت و حركت دانشجوان در عرصه هاي مطبوعاتي ، فكري مي باشد. حتي يكي دو حركت در جهت دادن نشريات سراسري دانشجويي صورت گرفت ولي به دليل مشكلات و محدوديت هاي مالي و سياسي يا از انتشار بازماندند، يا به طور نامرتب به چاپ مي رسند. اين بخش از دانشجويان دموكرات ، چپ و لائيك به همراه تشكل هاي ديگر دانشجويي با تشكيل شوراهاي صنفي در دانشگاه ها و دانشكده هاي مختلف كشور كه به مثابه يكي از اشكال نهادهاي مدني است در جامعه دانشگاهي كشور عمل مي كنند. آنان در جهت ارتقا سطح علمي موسسات آموزش عالي و مشاركت در برنامه ريزي هاي آموزشي و دمكراتيرزه كردن مناسبات دانشجويان با مديريت دانشگاه ها، ارتقا نقش نظارتي دانشجويان در امور دانشگاه ، بالارفتن ميزان مشاركت دانشجويان در امور صنفي و حل معضلات دانشجويان گام برمي دارند. البته مديريت دانشگاه ها و دانشكده ها و وزارت علوم در مقابل نظارت دانشجويان بر امور دانشگاه ها مقاومت مي كنند و اجازه نمي دهند كه دانشجويان نقش آفرين باشند. پس بدين ترتيب شوراهاي صنفي چنان كه پيشتر متذكر شديم به عنوان يكي از نهادهاي مدني در جامعه دانشگاهي كشورست و مي تواند و بايد در امور دانشگاه ها نظارت كند، پيرامون تصميم گيري ها به مشورت خوانده شود و امكانات ضرور در اختيار آن قرار گيرد. با شركت مستقيم دانشجويان شرايط مساعدتري براي حل معضلات آن ها فراهم خواهد آمد. متاسفانه فعاليت اين نهادهاي صنفي ، علمي و فرهنگي توسط بخشي از دانشجويان نتوانسته تا امروز به يك سازمان سراسري دانشجوئي در دانشگاه ها تبديل شود. ولي شرايط براي تبديل شدن به يك جريان سراسري صنفي - سياسي براي اين جريان فكري دانشجويي بوجود آمده است و بايد در اين جهت اقدامات اساسي بكند بخصوص اين كه بعد از انشعاب در دفتر تحكيم وحدت ، ويژگي اصلي جنبش دانشجويي ، نقد و روشنگري ، نقد ايدئولوژي و نقد دولت است بسيار برجسته و تقويت شده است و مي دانيم كه شرط انجام اين كار، در واقع استقلال سياسي اين جنبش است. هويت مستقل جنبش دانشجويي به تفكرات متنوع در ميان دانشجويان ، امكان فرصت و گسترش را مي دهد. اين جنبش به تنهايي نخواهد توانست به اقدامات اساسي براي ايجاد تغييرات و تحولات در جامعه بپردازد. اين جنبش چنان كه پيشتر گفتيم بايد با بخش هاي ديگر جنبش جوانان ارتباط وسيع و گسترده بگيرد و از مبارزات آنان در جامعه در تمام اشكال دموكراتيك اش با تمام نيرو پشتيباني كند. در اين ميان سازمان هاي اپوزيسيون جمهوري خواه چپ و دموكرات و لائيك به دليل سركوب شديدشان در جامعه و دانشگاه ها، متاسفانه ارتباط وسيع و گسترده در حال حاضر با جريانات دانشجويي و نيز دانشجويان در كل ندارند و به يك عبارت تاثير آن ها در ميان دانشجويان در سطح بسيار پاييني است. هر چند كه دانشجويان از اقشاري هستند كه چنان چه شرايط تا حدودي مهيا شود به نظرات اپوزيسيون چپ، دموكرات ، جمهوري خواه پيش از جريانات ديگر توجه خواهند كرد. در حال حاضر جمهوريت و دمكراسي گسترده ترين گرايش سياسي و اجتماعي در ميان دانشجويان است. بايد اين گرايش را روز به روز در ميان دانشجويان و جوانان تقويت كرد. نيروهاي اپوزيسيون جمهوري خواه و دمكرات بسيار در جامعه گسترده هستند ولي پراكندگي در ميان آن ها توان و قدرت آن ها را به هدر مي برد. زبان و عمل مشترك اپوزيسيون جمهوري خواه مي تواند يك نيروي بزرگ اجتماعي چون دانشجويان را در عرصه سياسي به سمت خود جلب و جذب كند. بايد به سمت حركت و همكاري هاي مشترك پيش رفت زيرا نيروي جوان و دانشجو از اپوزيسيوني حمايت خواهد كرد كه به خواست ها و تمايلات آن ها، راه كار امروزي ارائه دهد. چنان چه اپوزيسيون جمهوري خواه و دمكرات بتواند با اتحاد خود به ارائه برنامه دقيق و روشني بپردازد مي تواند به راحتي بخش بزرگي از نيروي دانشجويي را به سمت خود جذب كند. دانشجويان در حال حاضر آمادگي و قابليت جذب ايده هاي دمكراتيك را بيش از گذشته دارند. بايد اپوزيسيون دمكرات از اين شرايط براي ترميم رابطه خود با دانشجويان نهايت استفاده را بكند. امكاناتي چون ماهواره ، اينترنت و نوار ويدئو و غيره مي تواند به اين روند كمك رساند. دستگاه هاي امنيتي حكومت با تمام حساسيت و هوشياري مواظب پيشرفت چنين روندي هستند و به شدت به اشكال گوناگون چنين روش هايي كه به ارتباطهاي مستقل اپوزيسيون جمهوري خواه و دمكرات با دانشجويان منجرشود مقابله خواهند كرد ولي در عين حال بايد در نظر داشت رژيم نسبت به گذشته امكان سركوب گسترده و سراسري را ندارد و امكانات و وسائل ما براي ارتباط با دانشجويان بسيار گسترده تر است. نبايد از سركوب هراسيد بلكه با درايت سياسي دانشجويان را در پيشبرد مبارزه شان ياري رساند. حركات مشترك اخير دانشجويان در سراسر كشور براي آزادي هاشم آغاجري نشان دهنده هوشياري و آگاهي دانشجويان براي اقدامات بعدي است. اپوزيسيون دموكرات مي بايست با هوشياري به اين روندها توجه كند. كشاندن جنبش دانشجويي به حركت هاي كور كمكي به روند دمكراتيزاسيون كشور نمي كند. بلكه در حال حاضر تشويق به همكاري ميان بخش هاي متنوع جنبش دانشجويي و جوانان مي تواند توان و تاثير جنبش دانشجويي را بالا ببرد و ما هم با اتحاد ميان خود در روندها مي توانيم تاثيرگذار باشيم. ![]() |